تبلیغات
. - نظرات دکتر جلیلی درباره دین، انقلاب اسلامی، عدالت، تنش‌زدایی، دولت و خصوصی‌سازی (2)
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.



نظرات دکتر جلیلی درباره دین، انقلاب اسلامی، عدالت، تنش‌زدایی، دولت و خصوصی‌سازی (2)
  دکتر جلیلی دیدگاههای خود را به شکل جسته و گریخته در   سالهای گذشته ارائه کرده اند که اجمالی از آنها در مجموعه پیشرو،  گردآوری و طبقه بندی شده است. مطالعه و دقت در این گفتارها  می  تواند ما را با زوایای فکری ایشان آشناتر کند بررسی آراء و  نظرات افراد بدون حواشی رسانه ای می تواند در شناخت کاندیدای     ها بسیار موثر باشد.

۳ـ تبعیت از ولایت فقیه

ـ رفتارهای سیاسی، تابع مبانی فکری و ارزشی امام و رهبری (نه تابع جریانات سیاسی)

«در مورد جریان‌های فکری و سیاسی جامعه باید بگویم که متاسفانه من هیچ جریانی نمی‌بینم. مثلأ شما می‌بینید طرف امروز کاملأ یک دیدگاه دارد فردا به دلیل مقتضیات و مصالح شخصی‌اش صد و هشتاد درجه دیدگاه‌هایش عوض می‌شود. یکی از کارهایی که باید به صورت فرهنگ درآوریم این است که نباید رفتار و حتی بحث‌های ما تابع رفتار همچنین جریانات سیاسی باشد. ما یک اصول ارزشی انقلاب داریم آن مبانی فکری و ارزشی انقلاب، امام و رهبری است. محک باید این باشد. انتخابات قبل مثلأ بحث یک دفعه رفت روی توسعه، همه می‌گفتند توسعه! چهار سال تمام شد حالا یک بحث دیگر. برای چی؟ برای این که آن کسی که می‌آید و بحث توسعه را مطرح می‌کند وقتی به او می‌گویی تعریفت از توسعه چیست؟ می‌گوید نمی‌دانم. فعلأ به اقتضای اینکه همه می‌گویند توسعه ما هم می‌گوییم توسعه! یک دفعه همه می‌گویند جامعه مدنی، ما هم می‌گوییم جامعه مدنی. اینها واقعاً حرف‌های جدی نیست». (۱۷ بهمن ۱۳۷۸ پس از اعلام کاندیداتوری برای نمایندگی مجلس ششم در مجمع تبشیر مشهد)

۴ـ نگاه به عدالت

ـ عدالت باید در تمام حوزه‌ها معنا شود

«حالا یکی از بحث‌هایی که دوستان زیاد مطرح می‌کنند همین بحث عدالت است. عدالت در دستگاه‌های مختلف یعنی چه؟ این اگر تبدیل به یک گفتمان و یک بحث‌های عینی شد بعدا می‌شود مطالبه شود. باید عدالت را معنا کنیم نه بدان صورت که: عدالت چیز خوبی است و یکسری بحث‌های کلی. الان باید ببینیم که خوب اگر شما می‌گویید عدالت به عنوان محور مباحث واین‌ها، عدالت در دستگاه اجرایی یعنی چی؟ عدالت در حوزه آن کسی که می‌خواهد به عنوان رئیس جمهور ایفای نقش بکند چه شاخصه‌های عینی را می‌تواند داشته باشد؟ که بعد بشود از آن‌ها از او سوال کرد. مثلا شما می‌گویید عدالت حوزه (شایسته سالاری) این باید مشخص شود! مثلا یک کسی کلی امکانات دارد، کلاسهای کنکور، چی چی چی و… و یک کسی خیلی با استعداد است ولی امکانات مالی ندارد و نمی‌تواند مدرسه برود، خوب عدالت یعنی برابری فرصت‌ها مثلا در عرصهٔ تحصیل. تا این برابری فرصت‌ها نباشد خوب عدالت هم محقق نمی‌شود، این احتیاج به یک برنامه‌ای دارد که باید رویش کار بشود. مثلا در بعضی کشورهای سرمایه داری می‌بینم این طوری نیست. حالا هم کشورهای اروپایی، یکی از دوستان از کره جنوبی آمده بود می‌گفت در کره جنوبی (طرف) برای بچه‌اش معلم خصوصی گرفته بود برکنار شده بود. چون همه می‌بایست در فرصت مساوی باشند. و دولت حتی وظیفه خودش می‌داند که برای همه (عدالت برقرار کند.). عدالت در وزارت بهداشت یعنی چی؟! این‌ها باید ریز و عینی بشوند. این‌ها را باید به طور عینی مطرح کرد تا بعد بتوان مطالبه کرد ما می‌گوییم عدالت، خوب! بقیه هم می‌گویند، بعد می‌بینیم وزارت صنایع کار خودش را می‌کند، وزارت مسکن کار خودش را می‌کند و… در وزارت صنایع عدالت یعنی چه؟ یعنی مثلا نگاه شما به عدالت در حوزه صنعت چگونه است؟ به همین شکل در وزارت بازرگانی عدالت یعنی چی؟ این توزیع بحث یارانه که می‌گویند یعنی چی؟ این‌ها باید گفتمان سازی بشوند. اگر شما نتوانید این بحث‌ها را شکل بدهید یک بحث‌های شعاری پیش می‌آید و هیچ فرقی نمی‌کند که چه آقای X بیاید چه آقای Y بیاید. شما می‌بینید دستگاه‌ها زیاد فرقی نکرد؛ همان برنامه‌های کاریشان را دارند ادامه می‌دهند زیاد هم خدای نکرده ممکن است تاثیرگذاریهایی هم نداشته باشند. یکی از کارهای مثبت این است که در حوزه‌های مختلف (این بحث‌ها مطرح بشود). یکی از برنامه‌های کاری که حالا دوستان دانشجو و طلبه می‌گویند ما باید چه کار بکنیم این است که کار‌شناسان وزارت تعاون، وزارت بهداشت، فلان وزارت دیگر را بیاورید آقا به نظر شما عدالت در این بحث‌ها و وزارت خانه‌ها، در خدماتی که می‌توانند به مردم بدهند چگونه است؟ و مجموعهٔ این بحث‌ها می‌بایست تحت عنوان گفتمان اجرایی عدالت که به صورت مطالبه از دستگاه‌ها در می‌آید بشود. اگر این فضا شکل بگیرد هر کسی که کاندیدای رئیس جمهوری بشود موظف می‌شود که در این چهار چوب حرکت کند». (در جمع فعالان فرهنگی و اجتماعی)

ـ عدالت، ریشه امنیت در جهان به هم پیوسته

«امنیت مقوله ای پیچیده و چندوجهی است که در سطوح و عرصه‌های مختلف تبلور می‌یابد. عرصه‌هایی که به یکدیگر پیوند وثیق و مستحکم دارند. امنیت اقتصادی در گرو ثبات و امنیت سیاسی، امنیت سیاسی در گروه توسعه اقتصادی و امنیت و رفاه اجتماعی مرهون امنیت سیاسی است. جهان به هم پیوسته امروز، همه نقاط را به هم وابسته و از هم متأثر می‌سازد، لذا بر همگان است که با تغییر در نگاه‌ها و با رویکرد معقول و منطقی به دور از حب و بغضها برای ایجاد جهانی امن تلاش کنیم. بدیهی است سنگ بنای اصلی جهان امن، آرام و باثبات توجه به عدالت در سطوح فردی، اجتماعی، ملی و بین المللی است. عدالتی که در آن حقوق و تکالیف ملتها در آن تعریف و به طور متوازن رعایت گردد. تجربه تاریخ جهان در قرن گذشته ثابت کرد بی عدالتی و عدم رعایت توازن در حقوق و تکالیف ملتها، دور جدیدی از ناامنی و بی ثباتی را موجب خواهد شد». (در اجلاس امنیتی سن پترزبورگ)

۵ـ سیاست خارجی

ـ نیاز به اصول، اندیشه و آرمان در سیاست خارجی

«بعضی می‌گویند: «اصول‌زدایی از سیاست خارجی»؛ این را من متوجه نمی‌شوم. شما هر دولت غربی را هم نگاه کنید می‌گوید که اصول سیاست خارجی من این است. می‌توانیم بگوییم که این اصل غلط است و آن اصل درست. اما نمی‌توانیم کلاً اصل‌زدایی کنیم. آرمان‌زدایی هم مشابه همین مسأله است. شما نطق تحلیف و دیگر نطقهای بوش را نگاه کنید. سخنرانی خانم آلبرایت وکلینتون را گوش کنید، ‌اهداف در سیاست خارجی را چقدر تکرار می‌کنند، بسط دموکراسی، گسترش بازار آزاد و…، چون اینها اهداف و آرمانهایشان در عرصه سیاست خارجی است و بدون این مباحث، و این عقبة اندیشه‌ای و آرمانی آن رفتار سیاسی را نمی‌توانید تحلیل کنید، بنابراین ورود بدون اصول و اندیشه و آرمان به عرصه سیاست خارجی بی‌معناست». (یادداشت دکتر جلیلی بعد از انتخابات ۱۳۸۴ در شماره ۱۹ نشریه سوره)

ـ تنش زدایی با تهدیدزدایی متفاوت است

«اصل برای ما باید تهدید‌زدایی باشد شما مانند هر کشور دیگری یک‌سری دیدگاهها و اصولی دارید که براساس آن منافع شما تعریف می‌شود و از آن دفاع می‌کنید. اگر کسی بخواهد متعرض این منافع بشود ممکن است مقاومت شما برای دفاع از این منافع و اصول موجب یک تنش بشود. نمی‌توانیم بگوییم چون اصل برای ما تنش‌زدایی است و دفاع در این موقعیت تنش در پی خواهد داشت پس آن را دنبال نکنیم. پس رویکرد اصلی باید تهدیدزدایی باشد و نه تنش‌زدایی». (یادداشت دکتر جلیلی بعد از انتخابات ۱۳۸۴ در شماره ۱۹ نشریه سوره)

۶ـ رابطه مقاومت و پیشرفت

ـ مقاومت، شرط پیشرفت ایران اسلامی

«ما فکر می کنیم امروز علیرغم گذشت سی و سه سال در ابتدای یک حرکت بزرگ هستیم. یک حرکت برای مدل سازی در عرصه های مختلف. یک وجه ممیزه آنچه امروز انقلاب اسلامی در این سی و سه سال از خود بارها نشان داده است این است که مقاومت آن توانسته است همراه با پیشرفت باشد. این به نظر من نکته اصلی است و این است که آن خطر را برای آنها بیشتر می کند که یک مقاومت صرف نیست، یک مقاومت با هزینه نیست که بعد از مدتی این هزینه و افزایش هزینه ها موجب تمام شدن سرمایه شود. این مقاومت امروز ویژگی اش این است که همراه با خودش پیشرفت را دارد و همراه با خودش فوایدی را دارد و همراه با خودش تولید مزیت های نسبی را دارد. لذا آن چیزی که در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی امروز اهمیت پیدا می کند این است که با توجه به غنای این اندیشه باید مقاومتی را ارائه داد که این مقاومت نه تنها مانع پیشرفت نشود و بلکه پیشرفت را افزون کند، به این پیشرفت سرعت بدهد و مقاومت همراه با پیشرفت باشد. بسیاری از کسانی که برای بار اول به تهران می آیند حتی مقامات خود کشورهای غربی، وقتی که با دست‌آوردهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی روبرو می شوند به صراحت بیان می کنند که برایشان حیرت آور است و این تصور را از پیشرفت در جمهوری اسلامی ایران نداشتند. آنها می فهمند که این پیشرفت متفاوت است با برخی از ظواهری که در سایر کشورها وجود دارد. این پیشرفت پیشرفتی است که علی رغم تمام فشارها و تهدیدها و تحریم ها و اقدامات اینگونه حاصل شده است. این اهمیت پیدا می کند و یک جلوه خاصی می دهد به این مقاومت.

آنچه را که امروز باید دنبال کنیم و همایش هایی از این دست برای آن مغتنم هست این است که این مدل را باید برای محقق شدن و برای اجرا و کارآمدی روز به روز چه در کارهای نظری و چه در اجرائیات عملی کاملتر و متعالی کنیم. یکی از بحث هایی که آنها به شدت از آن نگران هستند، همین است که فشاری که علیه ملت ما برای حفظ آن انحصار و برای مقابله با آن اندیشه می آورند به ضد خودش تبدیل شود و امروز الحمدلله شده است…آنهایی که احساس می کنند با تحریم ها می توانند به ملت ما فشار وارد کنند یا با این حرکتها مانع این مسیر شوند اتفاقاً دارند در زمین ما بازی می کنند. اتفاقاً آنها با این حرکتشان باعث می شوند شکل گیری این اندیشه جدید و کارآمدی آن و اجرایی بودن آن در ارائه الگوی بومی سرعت بیشتری بگیرد و امروز اگر پیشرفتی در کشور ما در عرصه های مختلف وجود دارد، این پیشرفت حاصل مقاومت در آن اندیشه است و حاصل اتکاء به ظرفیت های دینی و بومی است. چرا این پیشرفت ها را سایر کشورها که این تهدیدات و تحریم ها و فشارها علیه آنها نیست بلکه تسهیلات و امکانات فراوان در مناسبات جهانی دارند به دست نمی آورند؟ لذا من از همین جا با توجه به گفت وگوهای هفته آینده این نکته را هم عرض می کنم که مقاومت ملت ایران موجب پیشرفت شده است و پیشرفت ایران حاصل این مقاومت بوده است. من به آنها توصیه می کنم دچار اشتباه محاسباتی نشوند. امروز اگر ما این پیشرفت را داریم و اگر ما امروز با عزت می توانیم در گفت وگوها شرکت کنیم و از حقوق ملت ایران دفاع کنیم به خاطر این مقاومت بوده است. به خاطر این مقاومت بوده است که ما توانسته ایم به خوبی از حقوق ملت ایران دفاع کنیم و امروز ملت ایران با افتخار بر حقوق خودش پافشاری کند و ذره ای از آن کوتاه نیاید». (سخنرانی در همایش اقتصاد مقاومتی ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱)

ـ الگوی پیشرفت و مقاومت در انقلاب اسلامی

«یک وجه ممیزه آن چه امروز انقلاب اسلامی در این سی و سه سال از خود بارها نشان داده است این است که مقاومت آن توانسته است همراه با پیشرفت باشد. با توجه به غنای این اندیشه باید مقاومتی را ارائه داد که این مقاومت نه تنها مانع پیشرفت نشود و بلکه پیشرفت را افزون کند. امروز اگر ما این پیشرفت را داریم و اگر ما امروز با عزت می توانیم در گفت وگوها شرکت کنیم و از حقوق ملت ایران دفاع کنیم به خاطر این مقاومت بوده است. ما در این ۳۴ سال فقط مقاومت نکردیم بلکه پیشرفتی بسیار چشمگیر داشتیم و نشان دادیم که می‌توان در برابر این انحصار ایستاد و مقاومت و پیشرفت کرد. یعنی وقتی شما طبق قرآن می‌گویید: «اگر مردم ایمان و تقوا داشته باشند، برکات آسمان بر سر آنان گشوده خواهد شد» این را وقتی می‌توانید بیاورید در عرصه‌ی تئوری‌های توسعه سیاسی که قبلأ مبانی هستی‌شناسی‌تان را درست کرده باشید وگرنه اگر این را ببرید پیش یک اندیشمند غربی برایش خیلی عجیب است، چون آن مبانی را ندارد. لذا تئوری‌هایی که می‌دهد بر یک سیستم دیگری می‌رود. اگر این مبانی را روشن نکنید آن وقت گیر می‌کنید، در بحث روابط بین‌الملل هم همینطور است. در بحث روابط بین‌الملل یکی از بحثهای مهم و واقعی بحث جنگ است. مثلأ ما «کمک الهی در جنگ به مؤمنین» را داریم در هیچ تئوری روابط بین‌المللی نمی‌گنجد». (سایت «أین عمار»)

۷ـ خصوصی سازی

ـ لزوم افزایش خصوصی سازی در عین محدود نشدن نظارت و اقتدار دولت

«یکی از بحث‌های مهمی که داریم این است که توی ایام انتخابات ریاست جمهوری مثل مجلس، یکسری کلیات، یکسری حرف‌ها، یکسری شعار‌ها حالا هرکس باشد حالا نمی‌خواهم بگویم رئیس جمهورفعلی و قبلی، حالا آن رقبایی هم که رای نیاوردند آن‌ها هم همین طور شاید که اگر آن‌ها هم رای می‌آوردند معلوم نبود که… چرا؟ چون که این گفتمان یک گفتمان عینی و واقعی مبتنی بر یک شاخص‌های ملموس جامعه نیست. باید مشخص بشود، عرصهٔ ریاست جمهوری عرصهٔ اجرا است. در کشاورزی ۷ تا شاخص داریم الان یکی‌اش ۲ است یکی‌اش هم ۴ است و یکی‌اش هم ۱۹ است. در ۴ سال نمی‌گوییم این‌ها باید ۱۰۰ بشوند، نه ۴ سال یک وقت محدودی است یک دورهٔ محدودی است. نه ببینیم آیا آن می‌شود ۵/۲، یا نه ۳ می‌شود یانه حداقل منفی نمی‌شود؟ این‌ها باید مشخص بشود و طرف باید حرف داشته باشد. اگر فضای عمومی کشور ان شاءالله به این سمت برود حالا این سرفصل‌های بحث بود که در این عرصه‌ها حالا بعدا باید وارد شد که حالا در هرکدام این‌ها عدالت یعنی چه؟ کارآمدی یعنی چه؟ شاخص‌هایش چیست؟ و مطالبات چیست؟ حال کسی که می‌آید تو چه عرصه‌ای باید کار کند و در آن بحث‌های کلی‌اش مثل خصوصی سازی مثل کوچک کردن دولت این‌ها باید که یکدفعه اصل نشود متاسفانه. این هشداری بود که آقا دو بار در ملاقات با هیات دولت دادند یکبار هم که پریروز دادندکه این طوری نیست- بله خصوصی سازی خوب هست- اما نه به این معنا که شما حوزهٔ نظارت و اقتدار دولت را محدود کنید. در سرمایه داری‌ترین کشورهای دنیا که خود آمریکا باشد که همه چیزش دست بخش خصوصی است، دولت کاملا نظارت دارد در همه چیز‌ها. یعنی همین طور نیست که همه چیز را ول کند برود، الان چرا هر شرکت نفتی نمی‌تواند بیاید توی ایران قرارداد ببندد؟ مگر خصوصی نیست؟ مگر آزاد نیست؟…. برای اینکه دولت به آن اجازه نمی‌دهد. تو دیگه حق نداری اینجا فلان کنی، ایران ممنوع، اینجا فلان صادرات، اینجا فلان. در کاپیتالیست‌ترین کشورهای دنیا هم می‌بینیم که این طور نیست که هرکه هر کاری دلش خواست بکند چون بخش خصوصی است. حالا اگر ان شاءالله این مسائل به فرهنگ عمومی جامعه انتقال پیدا کند که اینجا نقش نخبگان و خصوصا دانشجو و طلبه که حضور موثرتری دارند بتواند این‌ها را شفاف‌تر کند عینی‌تر کند و در یک فضایی تبلیغ کند و ازش مطالبه کند، حتما این مطالبه می‌تواند در شکل دهی آن انتخابات ریاست جمهوری در جهت یک گفتمان واقعی کمک کند و ان شاءالله تاثیرات خوبی هم داشته باشد». (در جمع فعالان فرهنگی و اجتماعی)

۸ـ ضرورت گفتمان سازی

ـ گفتمان عینی برای انتخابات

«گفتمان انتخابات ریاست جمهوری، هیچ وقت یک گفتمان موثر، حقیقی و واقعی نبوده. گفتمان را بر اساس یکسری مولفه‌های حقیقی و واقعی شکل دهید که سرکاری نباشند. شما باید حتی‌الامکان گفتمان را عینی‌اش کنید. نمی‌شود به مباحث کلی اکتفا کرد. نمی‌شود که ما اسم خودمان را بگذاریم عدالت‌خواه و بعد خودمان هم ندانیم که عدالت یعنی چه؟ عدالت در بهداشت یعنی چه؟ عدالت در صنعت یعنی چه؟ عدالت در مسکن یعنی چه؟ عدالت در کشاورزی یعنی چه؟ یعنی چه کارهایی در حوزه‌های مختلف باید بشود تا برآیند آن‌ها بشود آن جامعه‌ی عدالت‌خواه ما.

کاندیدا ابتدا باید به صورت عینی- و نه در حد کلیات- به سئوالاتی از این سنخ پاسخ دهد که مثلا در سیاست‌خارجی مهم‌ترین بحثت چیست؟ برای سیاست‌خارجی فعال چه مختصاتی قائل هستی؟ «عزت، حکمت، مصلحت» در موضوع خلیج‌فارس یعنی چه؟ در مرحله‌ی بعدی باید مشخص کند که چه کسی را می‌خواهد بگذارد؟ مهم است که هر یک از کاندیداها تیم اصلی خود را قبل از انتخابات معرفی کنند. بالأخره مهم است که چه کسی قرار است بشود وزیر بهداشت؟ چه کسی قرار است بشود وزیر آموزش و پرورش؟ و… کسی که نمی‌داند این وزارت‌خانه چندتا ساختمان دارد می‌گویند برو راس این دستگاه. طبیعی است که خیلی که با استعداد باشد، یک سال طول می‌کشد تا مناسبات حاکم بر آن دستگاه را بفهمد. در حالی که کسی که می‌خواهد وزیر شود نه تنها باید این‌ها را بداند بلکه باید برای جزءجزء آن‌ها طرح و برنامه داشته باشد. موانع را بشناسد تا بتواند کار را پیش ببرد. بعد می‌بینی خیلی راحت می‌گویند وزارت تعاون نشد، اشکالی ندارد بیا برو وزارت آموزش و پرورش! برای رفع مشکلات سیستم اجرایی کشور سه شرط عمده هست: ۱- فهم درست مشکلات ۲- اراده جدی برای اصلاح و ۳ -اینکه خود شما دچار این لغزشها نشوی در هیچ مرحله‌ای. ما در حد تجربه‌ای که در بازرسی وزارت خارجه داشتیم دیدیم که این سه عنصر را هر جا توانستیم جمع کنیم کار نتیجه داد. مشکلات به گونه‌ای نیست که نشود حل کرد. کسی که وارد این مقولات می‌خواهد بشود باید جوشکن باشد و اگر لازم شد باید جلوی همه بایستد حتی دوستان». (در پاییز ۱۳۸۳ و در دفتر جنبش عدالتخواه دانشجویی)

ـ گفتمان سازی مبتنی بر نیازهای واقعی کشور

«این جایگاه به شکل واقعی خودش شکل بگیرد آن موقع شما می‌توانید آن را ببرید به سمتی که تاثیرگذاری در انتخابات یک تاثیرگذاری واقعی بشود. اگر رشد در کشور ان شاءالله با همین رشد خوبی که دارد صورت بگیرد با این حرکتهایی که انجام می‌شود اگر بشود به گونه‌ای صورت بگیرد که آن گفتمان واقعی یک گفتمان مبتنی بر نیازهای واقعی مردم مبتنی بر نیازهای واقعی کشور در ایام انتخابات شکل بگیرد، آن موقع خود به خود اصلا مهم نیست که چه کاندیدایی رای بیاورد. اگر این بشود گفتمان غالب هر کاندیدایی سعی می‌کند خودش را به آن نزدیک کند تا اینکه بتواند توجه مردم را جلب کند تا بتواند کار را خوب شکل بدهد. هرچه این گفتمان بهتر شکل بگیرد آن موقع حتی اگر کسی به این گفتمان قائل نباشد اگر گفتمان، گفتمان غالب باشد خودش را ملزم می‌داند که در این چهارچوب حرکت کند. لذا این گفتمان سازی برای انتخابات ریاست جمهوری خیلی حائز اهمیت است. یعنی شما بتوانید ان شاءالله آن مطالبات واقعی را شکل بدهید». (در جمع فعالان فرهنگی و اجتماعی)



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : ستاد انتخاباتی مجازی دکتر جلیلی-سعید جلیلی-نظرات سعید جلیلی-
[ مرتبط با ] : اخبار کشور کل اخبار
محبوب کن - فیس نما
ن : مدیر سایت
ت : یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

مشاهده صفحه جدید
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.