گفته اند فرشته ها دو جا به کار آدمیزاد می خندند .اول جائی که خدا کسی و یا چیزی را عزیز می کند و آدمیان سعی در خوار کردن او دارند و دیگر جائی که خدا می خواهد کسی و یا چیزی را خوار کند و آدمیان زور چپان می خواهند او را عزیز کنند....

امروز بیشتر از دو سال پیش صدای خنده فرشتگان فضای شهر پر کرده اصلا خنده نه قهقهه می زنند به کسانی که در میان خنده هزاران مخاطب اخراجی ها گوشهای خود را از عصبانیت گرفته و و سر به زیر انداخته و زار می زنند ...
در حال که ازدحام جمعیت تا صبح زیر باران و گاز اشک آور برای متفرق کردن جمعیت مقابل سینما ها تمام شدنینبود اینها چند نفر عمله می آورند که جنون وار جیره بگیرند تا هو کنند اما کسی همراهشان نمی شود و خفه می شوند..
در حال که نان از نام شهید می خورند هجو منافقین و بعثی ها را در فیلم به خود می گیرند و کینه شتر ی خوارج گونه را نمی توانند از دل پاک کنند و چشمها را بشوینند و جور دیگر بببینند. حتی اگر نسبت با شهید داشته باشند. مگر عمر ابن علی (ع) پسر حضرت نبود که به اردوگاه دشمن شتافت و مگر همسر پیامبر ...
روزی رندبد نامی طفلی را بر دوش گرفته و در بازار می چرخید و طفل دادمی زد من فلان کردم و بهمان کردم و رند لبخند می زد و زیر لب می گفت عاقلان دانند!
حا لا حکایت ما با این جماعت ا ین است !
ده نمکی