تبليغاتX
سولدوز نيوز ، خبرگزاری مجازی آذربایجان

ارسال لینک آزاد است  |

تماس با مدیر:09357640885

خبرگزاری مجازی سولدوز خبرنگار افتخاری ميپذيرد

جهت كسب اطلاعات بيشتر به شماره تلفن زير پيامك ارسال كنيد

09127523243

 

مهدی نعلبندی

گفتگو با مرحوم صمد سرداری نیا ، محقق و تاریخ پژوه

اشاره : این مصاحبه در دی ماه ۱۳۸۱ با مرحوم صمد سرداری نیا به مناسبت شهادت ثقه الاسلام بعمل آمده که به مناسبت فوت آقای سردارنیا ، تقدیم
می شود :

دهم دی ماه سالروز شهادت میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی است . روس ها ثقه الاسلام را در دهم دی ماه ۱۲۹۰ شمسی برابر با عاشورای ۱۳۳۰ هجری قمری در محل میدان دانشسرای تبریز به دار کشیدند و پیکر او بر بالای دار رفت تا بیرق بیگانه بر تیرک ها و بام های این شهر بالا نرود .
” صمد سرداری نیا ” را نیز همگان با تحقیق و تالیفاتش در حوزه تاریخ آذربایجان می شناسند . دوازده عنوان اثر منتشر شده و پنج عنوان اثر زیر چاپ ، که مشهورترینش دوره سه جلدی ” مشاهیر آذربایجان ” است و تا حال دو جلدش به بازار آمده است . متولد ۱۳۲۶ است و از محله امیر خیز تبریز ، و خانه پدری اش هم در همسایگی منزل ستارخان.
در یک روز سرد برفی به دفتر نشریه می آید و گرم مصاحبه می شویم . در اواخر مصاحبه وقتی اشعار واقف زاده سرابی را می خواند صدایش به لرزه می افتد . ضبط را که خاموش می کنم ، می گویم : ” استاد ! طناب دار را از قفا بر گردن ثقه الاسلام انداختند . من الف قامت او را بر بالای دار چنان می بینم که نگاه به آسمان دوخته و لفظ احد را فریاد می کشد . ”
چشمانش پر اشک می شود و می گوید : “من در حق کس دیگری نگفته ام ، پدر و مادرم به فدایت ! ولی در مورد این مرد بارها گفته ام ؛ آتام آنام سنه قوربان ! ”
این مصاحبه را تقدیم تان می کنیم . اما پیش از آن به رسم وفا فاتحه ای را نثار شهید ثقه الاسلام ، آقا شیخ سلیم ، ضیاءالعلماء ، فرزندان علی مسیو و سایر کشته شدگان عاشورای آن سال و مرحوم سرداری نیا می کنیم .
رحم الله لمن قرا الفتحه مع الصوات .
مهدی نعلبندی

آقای سرداری نیا ! این سوال همیشه برای من مطرح بوده است که چطور می شود در شهری مثل تبریز آن هم در روز عاشورا ، ثقه الاسلام را در مقابل چشمان مردم عزادار به دار می کشند و ندایی از کسی بر نمی خیزد ؟ چرا؟

بسم الله ارحمن الرحیم . من پیش از هر سخنی اجازه می خواهم عرض ادب کنم به روح شهید بزرگوار میرزا علی ثقه الاسلام تبریزی که آن بزرگوار خیلی بر گردن ما حق دارد . اما در جواب سوال شما باید بگویم که از چند روز قبل از آن حادثه ، جنگ چهار روزه ای در تبریز اتفاق افتاد که تبریزیها در آن جنگ حماسه آفریدند.کسروی می گوید که هر کس بخواهد غیرت و مردانگی را ببیند باید آن روزها به تبریز می آمد و جنگی را که از روزهای آخر آذر شروع شد و تا سوم دی ماه ادامه پیدا کرد ، می دید . یعنی یک هفته قبل از شهادت ثقه الاسلام . این چهار روز جنگ نشان می دهد که تبریزی ها چقدر بیگانه ستیزند و تا چه حد به سرنوشت و استقلال کشورشان اهمیت می دهند . لاشه روس هایی که در آن جنگ چهار روزه توسط مجاهدین تبریزی کشته شدند . تا هشت روز روی خیابان های تبریز افتاده بود . به اعتقاد من باید درباره این جنگ چهارروزه ، فیلم ها ساخته شود و رمان ها نوشته شود . همین جنگ چهار روزه هم به هدایت ثقه الاسلام بود . ببینید ، در روزهای آخر آذر آن سال ۱۲۹۰ ه.ش . سالدات های روس به نظمیه تبریز می آیند و دو تن از مجاهدین تبریزی را می کشند . وقتی به ثقه الاسلام تلفن می شود و کسب تکلیف می شود ، ایشان جمله ای می گویند که همین جمله سندی شد تا روس ها با استناد به آن حکم اعدام ثقه الاسلام را صادر کنند . وقتی از ایشان می پرسند که تکلیف چیست ، می گویند ” علیکن بالدفاع ! ” یعنی همان جمله حضرت سید الشهدا در روز عاشورا را با کمی تغییر . همین علیکن و مونث بودنش هم نشان از ذوق ثقه الاسلام دارد. حضرت سید الشهدا به اهل خیام فرمودند . ” علیکن بالفرار ” و ثقه الاسلام هم با همان جمله حضرت سید الشهدا مردم تبریز را به دفاع دعوت کردند و تکلیف شان را در این حمله مختصر مشخص کردند . اما بعد از آن جنگ چهار روزه که خبر اعزام قشون ایروان هم به تبریز رسید ، وقتی مجاهدان از ثقه الاسلام کسب تکلیف کردند . آقا از آنها خواستند تا تبریز را ترک کنند و به دست دشمن نیفتند . همان شب هم همه مجاهدان در خانه ایشان جمع شدند و شام را در محضر آقا خوردند و راهی خاک عثمانی شدند .
شما دقت کنید که در روز شهادت ثقه الاسلام ، تبریز از مجاهدین خالی بود . فقط مردم عادی بودند و همین بود که کنسول وقت روس ، میلر میدان داری می کرد . آنها ثقه الاسلام را میشناختند که گفتند یا امضای سند آغاز جنگ توسط تبریزیها یا مرگ . امضا نکردن آن سند برگ زرینی در تاریخ ماست و من همیشه به عنوان یک آذربایجانی به ان اقدام ثقه الاسلام افتخار می کنم .

آیا می توان ثقه الاسلام را به عنوان پدر معنوی قیام مشروطه تبریز نام برد ؟ با توجه به اینکه ستارخان هم بارها در محضر او تلمذ کرده است ؟

قطعاً همین طور است . ستارخان که بازوی مسلح انقلاب بود همیشه از ثقه الاسلام الهام می گرفت . ثقه الاسلام مرجع تقلید ستارخان بود . می دانید که هم ستارخان و هم ثقه الاسلام ، هر دو شیخی بودند . اما شما عظمت معنوی ثقه الاسلام را ببینید که می آید دست ستارخان شیخی و باقرخان متشرع را در دست هم می گذارد و همه اختلاف ها را به کنار می زند . می دانید که اختلاف ها در زمان مشروطه زیاد بود و خیلی خونها به هیمن خاطر ریخته شده است …
آن کار مشهور ثقه الاسلام در متحد کردن دستجات عزاداری که هر شب یک محله میزبان عزاداری های تبریز می شد ، نشان از همین ویژگی ایشان دارد .
بله ! ثقه الاسلام این فکر را مطرح کرد که ما با هم اختلاف مذهب نداریم و اختلاف ما فقط در مشرب است . و با همین شعار ، وحدت را در میان انقلابیون و مردم حاکم ساخت که نمونه اش هم همین وحدت ستارخان شیخی و باقرخان متشرع است .

استاد! ۹۰ سال از شهادت ثقه الاسلام می گذرد . انسان وقتی به دست نوشته های این آدم نگاه می کند و اندیشه هایش را مرور می کند ، احساس می کند که این آدم ، حداقل پنجاه شصت سالی جلوتر از زمانش می زیست . شاید او زمانی بسیار دورتر را می دید . غلو که نمی کنم ؟ !

نه؛ اصلاً ! ایشان با آنکه در روزگار خودشان در کسوت روحانیت جایگاه بلندی داشتند و در زمینه فقه و اصول از چهره های شاخص آن زمان بودند، به چندین زبان خارجی از جمله زبان فرانسه تسلط کامل داشتند . این آشنایی در آن زمان خیلی حرف بود . ایشان همیشه در حال مطالعه بودن و نظراتش خیلی روزآمد بوده است . ایشان در آن گرماگرم جنگ ، پیشنهاد تشکیل دانشکده های حقوق و کشاورزی را می دهند . توجیه شان هم این بوده که منطقه حاصلخیزی مثل تبریز با استفاده از امکانات روز و آشنایی با علم روز باید در زمینه افزایش محصولاتش قدم بردارد . و در زمینه حقوق معتقد بودن که مردم تبریز از حقوق اساسی اشان آگاه نیستند . آنهایی که حقوق خوانده اند می داند که حقوق اساسی یعنی چه . ایشان می گفتند که اگر دانشگده حقوق در تبریز راه بیفتد ، باعث می شود که مردم با حقوق اساسی شان آشنا شوند . حقیقتاً هم این افکار و کردار ، پنجاه شصت سالی جلوتر از زمان زندگی ایشان بود .

از نثر ایشان صحبت کنبم . ما وقتی نود سال بعد این نثر را می خوانیم می بینیم که نثری محکم و گیرا است . شما با نثر متداول آن زمان بیشتر مانوس بوده اید . آیا این نثر در آن زمان هم از زیبایی و محکمی برخوردار بوده است ؟

نثر ایشان در میان نثرهای متداول آن زمان دارای نوعی تازگی است . همین تازگی و سادگی هم باعث می شد که خیلی روشنگر باشد . علاوه بر این من به تالیفات ایشان هم اشاره ای می کنم . ایشان ۲۷ جلد تالیف دارند که به نظر من ” مرءات الکتب ” هفت جلدی ایشان در راس تالیفاتشان است . همین طور ” رساله لالان ” ایشان که معروف است . و ” حوادث روزمره مشروطیت ” که اصلاً خودش تاریخ مستند و روزنویس است . در همه این آثار هم ما با نثری عمیق و تاثیر گذار و در عین حال ساده و روان مواجه می شویم . معروف است که ایشان از کودکی به مطالعه کتاب علاقه داشتند و کتابها و روزنامه های ایرانی و فرانسوی را می خواندند .

آن شعر معروف که در روزهای آخر زمزمه می کردند ، از خودشان است ؟ ” منصور وار عشقم و ترسم که عاقبت / بر پای دار کشد این پایداریم . ”
نمی دانم ! اما در مورد ایشان کاملاً صدق میکند .
من احساس می کنم تاریخ آذربایجانیها را حتی خود آذربایجانیها جدی نگرفته اند . ببینید ، همین الان هم کاملترین اثر در باب مشروطه ، همان کتاب کسروی است . بقیه کتابها هم اغلب تذکره اند که در همین تذکره ها هم نسبت به نقش مرحوم ثقه الاسلام تا حدی بی مهری شده است . مثلاً کتاب مستقلی برای ایشان نیست ، غیر از همان نامه های ایشان که نصرت الله فتحی جمع کرده است . این را قبول دارید ؟

به اعتقاد من انقلاب مشروطه که بخشی از همین تاریخ آذربایجان است ، آن طور که اتفاق افتاده مورد بازنگری واقع نشده است . به ویژه از جنبه قیام فکری و اندیشه ایش . باید صاحبان فکر و اندیشه یکبار دیگر به این واقعه مهم تاریخی نگاه کنند و تحولات را از جنبه های مختلف فکری ، سیاسی ، اعتقادی و اجتماعی بررسی کنند و به کتابها و مقالات تبدیل کنند . این طور بگویم که نه تنها در مورد ثقه الاسلام ، بلکه در مورد نقش تبریز در انقلاب مشروطیت ، جا دارد که یک انستیتو ایجاد شود و امکاناتی برای اهل تحقیق فراهم شود . ثقه الاسلام آدمی است که در یک برهه حساس تاریخی ، نقش بزرگ را به عهده می گیرد و آن را به نحو احسن به انجام می رساند . حماسه رزوهای آخر عمر ایشان برای ملت ما یک شناسنامه است و باید به نسل های بعدی معرفی شود …

پس چرا مثلاً آقای سرداری نیا کتاب مستقلی برای ایشان ننگاشته است ؟

من که با دست خالی نمی توانم . این یک کار گروهی را طلب می کند که جوان های اهل کار بیایند و آستین ها را بالا بزنند و مسئولین هم حمایت شان بکنند . باید محقق به روزنامه های آن روزها دسترسی داشته باشد و اسناد آن دوره را بتواند ببیند . آن وقت بله می شود . البته من هم بیکار ننشسته ام . دارم کار می کنم . این کاری هم که شما می گویید ؛ بله ! اعتقاد دارم که کتبی در مورد ایشان نوشته شود . اگرچه مرحوم نصرت الله فتحی با نگارش زندگی نامه شهید ثقه الاسلام تبریزی، بخشی ار این خلاء را جبران کرده است .
البته به نظر من این اتفاق نخواهئد افتاد ، مگر به همت انسانهای اهل کار و عاشق . وگرنه اگر نهادهای رسمی باشیم زمان را از دست خواهیم داد .
به گمانم همین طور است .
اما شناخت ثقه الاسلام از روس و انگلیس و حتی از خود واقعه مشروطه ، یک شناخت آگاهانه و واقع بینانه است. مثلاً اینکه به کنسول روس می گوید جنگ اخیر ما با شما به خاطر سیاستهای عوامفریبانه شما از یاد مردم رفته است . ولی جنگ چندین و چند سال پیش ما با روسیه هنوز در ذهن این مردم باقی مانده است .یا به طرفداران اصلاحات می گوید که تصور اینکه خیابانهای تبریز بهتر کردنش محتاج پول و مهندس و کذا و کذاست . ار این فهم سیاسی برایمان صحبت کنید.
ثقه الاسلام استعمار را به خوبی می شناخت . چه روس ها و چه انگلیس را. او از ظلم های که استعمار در حق ملتهای شرق کرده بود آگاهی داشت . و همین هم بود که به عاملان روس وانگلیس به چشم دشمن نگاه می کرد . وقتی کنسول روس به او پیشنهاد شیخ الاسلامی قفقاز را می دهد ، او زیر بار نمی رود و تا آخر ماجرا را می خواند . همین رد پیشنهاد روس ها نشان از بینش و پشتوانه اندیشه سیاسی ایشان دارد .
محمد علی شاهی که مظهر استبداد است از او تمجید می کند و می گوید که ” در تو عقل وزیر است . ” میرزا علی اصغر خان اتابک از خودش می گوید که شاهد تجلیل ثقه الاسلام از سوی دشمنانش بوده است . اندیشمندان آن روزگار به ایشان لقب ” هادی المضلین ” داده بودند . یعنی هدایت کننده گمراهان . بزرگان مشروطه خودشان می گفتند که وقتی ما اشتباه کردیم ، تو ما را هدایت می کنی . مراجع ثلاث آن روزگار یعنی آخوند خراسانی ، شیخ عبدالله مازندرانی و شیخ حسین تهرانی که از بزرگترین مدافعان مشروطه بودند ، می فرمودند که ما به وجود ثقه الاسلام که درتبریز است افتخار می کینم و او را یک تکیه گاه ملی می دانیم . مگر در تاریخ مشروطه چند نفر مثل ایشان داریم ؟ !

اگر اجازه دهید همین جا گریزی بزنیم به مقطع قیام مشروطه . قیام مشروطه از تهران شروع شد ولی در نیمه های راه تهران پا پس گذاشت . ولی تبریز دنبال قضیه را گرفت و کار نیمه کاره تهران را به سرانجام رساندند . چرا تبریز ؟ چرا وقتی تهران تسلیم شد ، تبریز تسلیم نشد ؟

اول اینکه آگاهی سیاسی تبریزیها در میان سایر شهرهای ایران آن زمان بیش از بقیه بود . دومین علت هم به دو ویژگی عمده تبریزیهای بر می گردد .که آن دو هم بیگانه ستیزی و ظلم ستیزی این مردم است . هیمن عثمانی ها و سربازان سلطان سلیم را نگاه کنید ! آنها که خودشان هم ترک هستند به آذربایجان حمله می کنند و موفق نمی شوند. آذربایجانیها و تبریزیها راهشان را سد می کنند . آنها تا قلب اروپا به راحتی رفته اند ، ولی در اینجا با مانع برخورد می کنند ، چون تبریزیها بیگانه ستیزند . ظلم ستیزی این مردم یک طرف قضیه است . این مردم با دیکتاتور سازش نمی کند . شما نگاه کنید مشروطیت در تهران آغاز می شود ، اما با چه ؟ ! با تظلم و تحصن و دادخواهی! همین هم است که محمد علی شاه یک روزه با توپخانه اش بساط مشروطه را در عرض چند ساعت جمع می کند . ولی تبریز در مقابل همین محمد علی شاه یازده ماه می ایستد و بینی اش را به خاک می مالد و اورا از ایران خارج می کند . و بازهم وقتی پای بیگانه به میان می افتد به خاطر مملکتش سلاح را زمین می گذارد . این ایستادگی ها سمبل مقاومت یک ملت است . ایستادگی و شهادت ثقه الاسلام یک سمبل است . ما خلی شهیدها داده ایم ولی اگر بخواهیم برای انقلاب مشروطه یک سمبل انتخاب کنیم ، به نظر من آن ثقه الاسلام است . این شخصیت فرزند تبریز است . در اینجا متولد شده ، در همین شهر بزرگ شده و در همین شهر هم به شهادت رسیده است .
فکر نمی کنید که قیام مشروطه تبریز ریشه در شناختی داشته باشد که این مردم از محمد علی شاه داشتند ؟ هر چه باشد تبریزیها او را بیشتر از دیگران می شناختند .
این هم می تواند یک علت باشد ولی بالاخره تهرانی ها هم او را می شناختند . چون وقتی سلطنت می کرد می دیدند که با پدرش خیلی فرق دارد . منتهی آن سازماندهی قیام را ما در تهران نمی بینیم . در تبریز است که یک ” مرکز غیبی ” بوجود می آید و به مدت یازده ماه ، چهل هزار مجاهد را هدایت می کند . آن هم با آن سازماندهی نظامی ، اجتماعی .
این گفتگو را با فصل شهادت ثقه الاسلام شروع کردیم ، با اجازه شما با همین فصل هم تمامش کنیم . باز هم از شهادت ثقه الاسلام بگویید . در دهم دی ماه ۱۲۹۰ شمسی . در آن سرمای سوزان هوا و با آن سرمای ناجوانمردانه استبداد روس ها و بی کفایتی حاکمیت .
می نویسند که آن سال هوا خیلی سرد بود . در آن سرمای وحشتناک این هشت نفر را درچادر نگه می دارند و بعد هم با پیژامه و پیراهن می آورند پای دار . حتماً شنیده اید که شهید ثقه الاسلام به پسران علی مسیو دلداری می دهد که درد ما همین چند لحظه است و بعد از آن به ملاقات صاحب این روز خواهیم رفت . خیلی مظلومانه و در عین حال خیلی شجاعانه و قهرمانانه بود شهادت این هشت نفر . بعد از شهادت ثقه الاسلام مجلس ختم باشکوهی در سراب برگزار می شود . آنجا شاعری به نام واقف زاده سرابی چهار بیت شعر برای ثقه الاسلام گفته است که همین را می خوانم و تمام می کنم .
در راه وطن شدی به دار آویزان
ای صد چو منی رسم وفایت قربان
بر شمر زمان خود نکردی بیعت
دادی چو حسین روز عاشورا جان
حقا به ره اسلام نکردید قصور
بس دار وطن اگر چه بردید به گور
زنده است ، نمیمیرد آنکه سودا نکند
قرآن رسول را بر انجیل و زبور

 او قبل از شهادت دو ركعت نماز به جا آورد و خطاب به شيخ سليم گفت: « چه سعادتي بالاتر از اينكه در اين ايام به فيض شهادت نايل مي شويم و همه با شهيدان كربلا محشور خواهيم شد. »

 منزل شهید ثقه السلام  پايين تر از پل قاري

منبع:اخبار تبريزبه نقل از آذر پيام

   87/10/19
                                                                                       ارسال به کلوپ
 
× تبریز ؛ شهر بدون متکدی
× سولاتی درباره طرح تحول اقتصادی
× گوگل مذهبی هم آمد
× کدام چپ کدام راست ؟
× آدرس جديد وبلاگ مدير
× سه بار سرقت از طلبه سيرجانی در حرم!
× فرصت سوزی در تراکتورسازی
× شاید باور نکنید اما این تصاویر واقعی است!!
× دلایل پس رفت نقده از منظر توسعه (۱)
× بنیانگذاران تخریب، مرثیه‌خوان شده‌اند!
× آيا شما با وقف دانشگاه آزاد موافقيد؟
× آيا موافق افزايش عمر شوراهای سوم هستيد؟
× پربیننده ترین خبرروز جهان
× مجلس نبايد تصميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي را نقض كند
× كد نمايش آخرين مطالب سولدوز
× آیا پايان دوران آقازاده هارسيده است؟
× قاتل ندا شناسایی شد
× دفتر منتظری در قم پلمپ شد
× پربیننده ترین خبرروز جهان
× شهرداری تبريز ليگ برتری شد
×عمامه كروبی حق مسلم ماست
× تحليلي بر شعارهاي مردم در مقابل فرزند يادگار امام
× مناظره داغ مطهری و کوچک زاده در رادیو
× چرا عده ای «مردم خدا جو» را در حرم امام نديدند؟
× متن كامل سخنرانی رهبر انقلاب در حرم امام خمينی
× سيد جان زبانم لال رينگ بوكس! يا حرم امام ره
× پاسخ ملت به همنشین فتنه گران!
× اخبار موثقی درباره مرگ شيرين عبادي !
× حمله اسرائیل به ناوگان آزادی غزه 20 کشته بر جای گذاشت
× اگر جنگ نیست پس چیست؟
× مرعوبیت شرقی، فرعونیت غربی
× دکانی به نام اجتهادهای من‌درآوردی
× عکس/ضربه شدید پیرمرد هفتاد ساله به میرحسین!
× چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟
× فاطمه معتمد آريا هم بی حجاب شد +عكس
× کشف شبکه ترویج بدحجابی دردانشگاهها
× عكس سيد حسن مصطفوی در عروسی (چه عروسييه!)
× داستان اساطیر یهودی در سینمای ایران!
× ماجراي حمله به خودروي ابطحي + عكس
× ده عكس برگزيده و ديدني
× سرویس های ویژه دانشگاه آزاد جواب داد
× طلبه سيرجانی به تهران رسيد
× شوک اطلاعاتی عربستان
× جزئياتي از حمايت هاي مالي بيگانگان از سران فتنه
× درگیری‌های بسیار شدید در مصر
× غلط زیادی ممنوع
× داستان طلاب عدالتخواه ودادگاه ويژه روحانيت!
× عكس عمارت های مسئولین و خانه های مردم!
× رابطه كليپ موبايل وطلاب عدالتخواه!
× ويژه نامه عملكرد ضد امنيت ملی مهدی هاشمی
تمام پيوندها
 

كليه حقوق اين وب سايت متعلق به خبرگزاري مجازي آذربايجان سلدوز مي باشد و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است