|
ارسال لینک آزاد است |
ارسال پيامك:09357640885
كره زمين راباسولدوز تماشا كنيد آنهايی كه سولدوز را لينك كرده اند اخبار آذربايجان ___________________ طرح جدید لینکدونی ارسال لینک به لینکدونی __________________ بولتن جهان ده نمكی قلب تپنده آذربايجان شب تاب(وبلاگ مدیر) يادداشتهای يك آقا زاده پايگاه وبلاگ نويسان ارزشی حامدطالبیخبرنگارمسلمان جدول رده بندی لیگ برتر جهاد مجازی لینکدونی 2 شبكه ايران لینک روزانه قلم پرس رجانيوز مطالبه کیهان فارس تابناك رتبه سولدوز در اينترنت پيوندها
شهریور 1389
مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 اردیبهشت 1386
|
تحليل مختصر سياسي وقايع خرداد 85
به استناد شواهد و ادله ي زير، نگارنده معتقد است كه حادثه ي خرداد 85 در نقده، جزئي از يك سناريوي بزرگ طراحي شده بوسيله ي بدخواهان انقلاب و شكست خوردگان اصلي نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري است: 1- نويسنده ي مطالب توهين آميز روزنامه ايران درمورخه 22/2/85 يك ترك زبان و اهل اردبيل بود نه فارس. [گردانندگان اغتشاشات، قوم فارس را مسئول و عامل اين توهين معرفي مي كردند.] 2- به فرض اگر يك فارسي زبان هم آن اقدام ناشايست را انجام مي داد، باز هم به حساب همه ي قوميت فارس نبود؛ زيرا هركس مسئول عملكرد خود مي باشد و قاعده ي حقوقي" شخصي بودن مجاز ات" و قاعده ي فقهي " وزر" كه از آيه ي قرآن اخذ شده « هيچ كسي گناه ديگري را بردوش نمي كشد » مؤيد اين مهم است. 3- آن توهين تأسف بار درصبح جمعه و در يك صفحه ي مربوط به كودكان اتفاق افتاد که بعد از ظهر همان روز، ماهواره ها به شكل گسترده اي به بررسي و تحليل آن مطالب و تحريك ترك زبانان پرداختند. از آنجائي كه، معمولاً ماهواره ها نمي توانند چنين عكس العمل سريعي نسبت به نوشته هاي روزنامه ها نشان دهند همين امر شاهد ديگري بر وجود يك سازماندهي از پيش تعيين شده مي باشد. 4-درحالت طبيعي براي هر امري که احساسات عمومي را جريحه دار کند، در هر شهرستان يكبار اعتراض دسته جمعي برپا مي شود. عليرغم نداشتن مجوز، آقايان محترم قومگراي نقدهي، چهار مراسم و تجمع را برنامه ريزي و اعلام كردند: 1- سوم خرداد از دانشگاه آزاد اسلامي واحد نقده؛ 2- چهارم خرداد از جلو اداره ي ارشاد اسلامي 3و4 - پنجم خرداد از دو محل در دو ساعت جداگانه (يئدي گوز و جلو دانشگاه پيام نور) خود اين مطلب و تسلسل مراسم و پخش اعلاميه هاي آنها در سطح وسيعي از نقاط مختلف شهر و روستاها، واضح ترين دليل براي برنامه ريزي براي ايجاد آشوب و اغتشاش است و گرنه طبق معمول مي بايست به يك مراسم، بسنده مي كردند. 5- نود درصد شعارهايي كه اغتشاش گران در هر سه روز مي دادند، بي ارتباط به مسأله ي روزنامه ايران بود، مثلاً مي گفتند: « يا الوم يا قره باغ »،«آذربايجان بير اولسون ، مركزي تبريز اولسون »،"بيز اولماغا حاضروخ، بابکين سربازيوخ" ،"آندولا ستارخانا، قان سالارام تهرانا"، … خوب اين شعار ها و علامت گرگ خاكستري چه ارتباطي به دفاع از زبان تركي دارد؟ آيا غير از اين است كه برنامه ي ديگري تنظيم شده بوده است؟ جالب تر اينكه در طول سه روز بر پايي تجمع و آشوب حتي يك شعار برعليه نويسنده ي خائن – كه عامل اصلي توهين است – داده نشد؛ گويا آن فرد و برگزار كنندگان اين تجمع و شورش ها، همفكر و هم سنگرند و او هم مثل اينها مهره ي يك آشوب برنامه ريزي شده بود. 6- اين آقايان خودشان به ترك ها توهين مي كردند و شايد ده هزار بار گفتند كه «هركس كه بي طرفدي، فارسدان دا بي شرف دي» خوب اين يعني چه؟ آيا اين فحاشي آشكار، توهين به ترك زبان نيست. اين چه منطقي است كه آقايان فقط به ترك آشوب گر احترام بگذارند و بقيه را بي شرف بدانند. ما متأسفيم و از اين جمعيت، اعلام انزجار مي كنيم و باصداي بلند مي گوييم كه فرهنگ ترك اين نيست كه درخيابان به مردم ترك زبان بگويند اگر با ما نيستيد بي شرف هستيد. اين افراد چقدر خودشان لايق اين كلمه و صفت هستند. آيا مي توان توهين روزنامه ي ايران را با توهين به عموم مردم غير آشوبگر محكوم كرد؟ آقايان وقتي ديدند مردم با برنامه ي از قبل طراحي شده ي آنان همراهي نمي كنند همه را بي شرف خطاب كردند؛ در حالي كه خود، ظاهراً براي محكوم كردن توهين، به خيابان ريخته بودند. 7- همه مي دانندكه در جلوي اداره ي ارشاد اسلامي نقده، قطعنامه اي ازسوي تجمع كنندگان منتشر نشد. با اين حال دربرخي پايگاه هاي اينترنتي، از زبان تجمع كنندگان جلوي اداره ي ارشاد، قطعنامه اي منتشرشده است« اصل قطعنامه را درپايان همين نوشته ببينيد» كه هيچ ربطي به روزنامه ايران و توهين درج شده در آن ندارد؛ زيرا فقط بند اول آن خواستار توقيف روزنامه ي ايران است كه اين امر دو روز قبل در مورخه ي 2/3/85 انجام شده بود. معلوم مي شود كه اين قطعنامه قبل از توقيف روزنامه، تنظيم شده بود، كه اين فرضيه ي ما را مبني بر وجود توطئه اي از قبل طراحي شده تقويت مي كند. بقيه ي بندها هيچ ربطي به مسأله ي روزنامه ايران ندارد و درصدد زير سئوال بردن سياست هاي داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ايران و حتي در صدد ناديده گرفتن سند چشم انداز 20 ساله است كه دو سال پيش از سوي مقام معظم رهبري به همه ي ايران ابلاغ شده است. جالب است كه اين قطعنامه سعي مي كند نژاد پرستي را محكوم كند ولي خودش دچار نژاد پرستي، است زيرا همه ي امتيازها را به ترك ها مي خواهد. مگر محكوم كننده ي نژاد پرستي مي تواند اقوام ديگر را ناديده گرفته و همه چيز را فقط به ترك ها بخواهد. لحن قطعنامه طوري است كه گويا بلوچ، كرد، عرب و … هيچ حقي درايران ندارند و ايران فقط براي ترك هاست. در بند 8 قطعنامه، به تقسيمات كشوري تاخته اند و معلوم نيست شهرهايي كه الآن كردنشين هستند چرا بايد نام آذري به آنها داده شود و اينها چه ارتباطي به روزنامه ي ايران دارد؟ در بند13 قطعنامه،مقدمات تجزيه طلبي را با نام فدراليسم قومي مطرح كرده اند؟! اين قطعنامه مشكلات و اشكالات بسيار زياد ديگري نيز دارد كه فعلاً ازآنها صرف نظر مي كنيم ولي خيلي خوب واضح است كه درد صادركنند گان آن، اصلاً روزنامه ايران و محکوميت توهين هاي آن نبوده و براي چيزهاي ديگري برنامه ريزي كرده بودند. 8- دخالت مستقيم ماهواره هاي مزدور خارجي به ويژه "گوناز تي وي" كه بطور مشخص، اطلاعيه هاي راهپيمايي را مي خواند و ساعت و مكان آن را تبليغ و شورش را مستقيماً هدايت مي كرد و موتور سواران بطور مداوم پيغامهاي آنها را از خانه اي مشخص در روستاي كهل گرفته و به اغتشاش گران مي رساندند؛ نيز دليلي بر ارتباط اين اغتشاش با خارج و … مي باشد. 9- اعلام حمايت دبيركل حزب منحله ي دمكرات كه دستش به خون صدها شهيد از نقده و هزاران شهيد ديگر در سراسر ايران آغشته است، دليلي بر ماهيت ضد انقلابي اين اغتشاشات دارد. 10- ورود اراذل و اوباش سازماندهي شده از شهرهاي ديگر و چاپ يك وانت اعلاميه در تبريز و انتقال آن به نقده و تصريح دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي مبني بر دعوت مهمان از ساير شهرها، خود دليل و شاهدي بر برنامه ريزي قبلي و سازمان دهي وسيع دارد. 11- سفربرخي از شخصيت هاي دگر انديش و منتقد به استان (در اواخر ارديبهشت 1385 و شركت برخي از گردانندگان اغتشاش هاي نقده درجلسات اروميه و حتي تبريز، از توطئه ي قبلي و برنامه ريزي گسترده و سازمان يافته اي حكايت مي كند. 12- افراد درخواست كننده ي مجوز راهپيمايي، سخنرانان جلو اداره ي ارشاد، مراجعان به دفتر امام جمعه محترم نقده براي آزادي دستگير شدگان، همه و همه از افراد حزب مشاركت و دوم خردادي هستند. سئوال اين است كه چه كسي اين آقايان را قيم مردم ترك كرده و كي به اينها اجازه داده كه از طرف ترك ها و آذري ها صحبت كنند و داعيه ي رهبري داشته با شند. جالب اين است كه آقايان به قدري خود را ارباب و صاحب اختيار ترك ها مي دانند كه در صورت عدم همراهي مردم با اين آقايان، صريحاً همه را به " بي شرفي" ملقب مي كنند ؟! 13- چرا وقتي پنج نفر از سران قومگرايي پس از وقوع اغتشاشات دستگير شده بودند، آقايان خود راهپيمايي كرده و حدود 1000 نفر را به صحنه آوردند، و اعضاي محترم شوراي شهر صريحاً وارد عمل شدند؛ اما وقتي همان روز 26 نفر ديگر دستگير شدند هيچكس براي آزادي اينها اقدام نكرد؟ مگراينها درتجمع دستگير نشده بودند؟ مگراينها فريب آقايان را نخورده بودند؟ چرا كسي براي آزادي 26 نفر يك كلمه هم حرف نزد؟ مگرآن 5 نفر به ويژه سخنران هاي جلو اداره ارشاد چه امتيازي برديگران دارند؟ آيا خونشان رنگين است؟ يا به خاطر اين است كه اينها طراح و مهره ي اصلي هستند؟! 14- همچنان كه در شرح وقايع گفتيم ، به محض شروع سنگ پراني در جلو اداره ي ارشاد اسلامي، يك نفر از اغتشاش گران، چهار برادر بسيجي را «كه بعدها اسم شان در پايگاه هاي اينترنتي درج شده وخودشان و خانواده ي شان تهديد به ترور شدند» نام مي برد و مي گويد: اينها دو نفر را با تير كشتند. هنوز نه تيري انداخته شده بود و نه كسي كشته شده بود ؛ آيا اين خبر زود لو رفته ، نشان از توطئه ي سازمان يافته ي قبلي ندارد؟ 15- طرز « دست زدن» هسته ي اصلي اغتشاش گران، درست همان شكلي بود كه در اوايل پيروزي دوم خردادي ها بود يعني آستين ها را تا آرنج بالا مي زدند و دستها را بالاي سرشان به هم مي زدند. آيا اين نيز تصادفي و اتفاقي است؟! 16- بررسي جاهاي آسيب ديده نيز جالب است: الف – تخريب كتابخانه ي آموزش و پرورش با صدها جلد قرآن، مفاتيح، نهج البلاغه و تفاسير قرآن به ميزان صددرصد. ب- تخريب اموال سازمان تبليغات اسلامي حدود هفتاد درصد. ج- تخريب اموال اداره ارشاد اسلامي حدود پنجاه درصد. د- شكستن تعدادي از شيشه هاي يك مسجد. ه- سه بار حمله يا اقدام به حمله به حوزه ي علميه ي شيعه ي نقده. و- قصد تخريب كامل فرمانداري. ز- شكستن شيشه هاي بانك ها و ادارات و موزه. معلوم است كه اين افراد از نهادهاي فرهنگي و سياسي نظام دلخور و عصباني بوده اند. به تعبيري ديگر اين آقايان با نظام و نهادهاي فرهنگي آن مشكل داشتند. آيا با آتش زدن كتابخانه، روزنامه ي ايران محكوم مي شود؟ آيا با آتش زدن سازمان تبليغات و اداره ي ارشاد اسلامي و فرمانداري، توهين يك ترك زبان به همه ترك ها جبران مي شود؟ آيا اين تخريب ها پايه هاي نظام را نشانه نگرفته است؟ 17- وقتي ميكروفون در دانشگاه آزاد اسلامي – واحد نقده قطع شد، جمعيت با آرايش خاصي به بيرون آمد . برروي يك سه چرخه ي حمالي بلندگو بسته بودند . همه ي موتور سيكلت ها دو سرنشين داشت كه نفرات دوم يا « تَرك نشين » تمام موتورسيكلت ها، هردو دست خود را به شكل گرگ خاكستري در مي آوردند. واقعاً كي باور مي كند كه هيچ برنامه ريزي قبلي دركار نبوده و واقعاً مردم خود جوش و همينطوري بيرون آمده بودند؟ آيا آن سه چرخه ي حمالي كه بنام دانشجو بلندگو بسته بود، خبر از توطئه ي قبلي نمي دهد؟ 18- آقايان سازماندهي كننده، مي دانستند كه تاكتيك دولت در برخورد با اغتشاش، فقط استفاده از باتوم و چوب دستي است و بنا ندارد از اسلحه ي گرم استفاده كند؛ براي اولين بار در نقده، اغتشاش گران در خورجين موتورها سنگ حمل مي كردند و با بارش تگرگ گونه سنگ، هم نيروي هاي دولتي را زخمي مي كردند و هم تنها سلاح آنها را كه باتوم باشد از كار مي انداختند. آيا اين سبك مواجهه، تصادفي و همينطوري بود يا سازمان دهي كنندگان تجمع، از ماه ها قبل حساب همه چيز را كرده بودند ؟! 19- تعدادي از جوانان پاك و فريب خورده، سينه ي خود را باز مي كردند و با اطمينان به نيروهاي مسلح مي گفتند كه شما گلوله نداريد و گلوله ي تان مشقي است، اگرداريد بزنيد. اين آموزش را چه كسي به اينها داده بود؟ آيا تقصير كشته شدن اين افراد به گردن رهبران اغتشاش و سازماندهي كنندگان نيست؟ افسوس برجواناني كه فريب اين عوامل معلوم الحال را خوردند. 20- اغتشاش گران، صبر و تاكتيك نيروهاي دولتي را در استفاده نكردن از اسلحه گرم مي دانستند و به همين منظور، خودشان با تدارك اسلحه و با طرح قبلي، به داخل جمعيتي كه خودشان آنها را سازماندهي كرده و به ميدان آورده بودند، تيراندازي كردند. علاوه بر شاهدان عيني بر رويت فرد تير اندازي كننده، سند مهم ديگر اينكه يك اسلحه ي كمري از اغتشاش گران در جلو فرمانداري در داخل جوي آب به جا مانده بود كه همه ي تيرهايش انداخته شده بود و فقط يك تير عمل نكرده در خشاب داشت« اين اسلحه در سپاه پاسداران نقده موجود بود و به مقامات ذيصلاح نشان داده شد. » آيا اين عمل شيطاني ، رهبران اغتشاش گران را برملا و رسوا نمي كند. قاتل معرفي كردن دولت جمهوري اسلامي آنهم با اين طرح و نقشه به نفع كيست ؟ چرا آقايان به دست خود ، عده اي بي گناه را كشتند ؟ آيا براي بستن روزنامه ي ايران؟آيا براي محكوم كردن نويسنده ي معلوم الحال آن مطالب؟يا براي… 21- يكي از شعارهاي راهپيمايان و اغتشاش گران اين بود: «آند ولا ستارخانا، قان سالارام تهرانا »؛ اولاً شخصيت بسيار مثبت ستارخان، اين سردار ملي و خدمات و زحمت هاي او در راه مشروطه و استقرار نظام پارلماني به جاي نظام استبداد سلطنتي، بركسي پوشيده نيست و نام او، در هاله اي از احترام و عظمت و شجاعت و ايثار قرار دارد. چرا اين آقايان نام سردار ملي رادركنار « خونريزي » قرار مي دهند تا او را ترور شخصيت كنند. ستارخان خونريز نبود بلكه فدايي دين و آزادي بود. او ظالم كش بود نه تهراني كش. ثانياً درفرهنگ تركي رسم نيست كه به شخصيت هايي حتي در رده ي سردار ملي قسم ياد شود . قسم يك امر مذهبي است و راه كارخود را دارد. نبايد اجازه داد چند فرد اغتشاش گر معلوم الحال با اين كارها، شخصيت هاي ملي ما را در معرض هتك حرمت قرارداده و از آنها استفاده ي ابزاري كنند. با احترام به روح ستارخان و تمامي شهداي مشروطه و انقلاب اسلامي، اغتشاش گران را محكوم مي كنيم. *** خواننده محترم، با كنار هم گذاشتن همه ي اين موارد، آيا نمي توان نتيجه گرفت كه استكبار جهاني تحمل پيشرفت و استقلال ايران را ندارد و مي خواهد با ايجاد چنين صحنه هايي، هم نام ايران را در جهان لكه دار كرده و هم دولت نهم را از مسير خدمات رساني به مردم، به مسير هاي درگيري و … بكشاند. آيا مدعيان مدنيت و محكوم كنندگان اين اهانت، بهتر نبود با تنظيم كيفر خواستي، بر عليه نويسنده ي معلوم الحال، طرح دعوا كنند و درقالب قانون، او را از كرده ي خود پشيمان كنند ؟! دريغ از ادعاي مدنيت و … و اين اعمال ننگين و شرم آور. *** با كمال تأسف كسي نپرسيد كه آقاي محترم اغتشاش گر، نويسنده ي اين مطالب توهين آميز، ترك و اهل اردبيل بود. چرا شما فارس ها را محكوم مي كنيد؟ چرا تهران را تهديد به خونريزي مي كنيد؟ [شايد آقايان درخيال خود قصد سقوط دولت مركزي و پايتخت ايران را زمينه چيني مي كردند و به خيال خام خود مي خواستند با سقوط تهران، حكومت را عوض كنند …] آيا اين است فرهنگ ترك زبان ها و آذري ها ؟!؟! - اين تحليل در روز 8/3/1385 در شوراي اداري شهرستان ارائه و يک هفته بعد در سايت www.suldoz.com منتشر شد. - براي نمونه انعام164، اسرا 15، فاطر 18، زمر 7، نجم 38؛ و نيز ر.ک. به محقق داماد، مصطفي، قواعد فقهي بخش جزايي،مرکز نشر علوم اسلامي، تهران، چاپ دوم، 1380، ج 4 صص 153-170. 1- يا مرگ يا قره باغ. - آذربايجان ايران و کشور آذربايجان هر دو يکي و پايتخت هم تبريز باشد. - ما سرباز بابک خرمدين هستيم و براي مرگ آماده ايم. قسم به ستارخان که تهران را قتل عام مي کنيم. - هرکس که بي طرف است، از فارس ها هم بي شرف تر است. - به نظر نگارنده، همان تفکري که در دوران پيروزي دوم خرداد ميخواست جوانان را در مقابل انقلاب قرار دهد، با اين قرينه ها، در اين صحنه حضور داشت. ----------------------------------------------------- بخش اول کتاب گزارش مشروح حوادث خرداد نقده(گزارش کامل ماجرا) بخش دوم کتاب ،گزارش مشروح حوادث خرداد نقده،(گروهها وارگانهای مختلف ) بخش سوم کتاب ،گزارش مشروح حوادث خرداد نقده(جنگ روانی پس از جنگ خيابانی) |
× من دختر ... ازدواج موقت كردم!!
× خدا بيشتر ميداند يا مجلس شورای اسلامی؟ × حملات تند سازمان يافته عليه يك لايحه × سدهای هاشمی ومرگ درياچه اروميه ! ببينيد × مخالفان ازدواج موقت را بشناسيد × عكس عروس تركيه ای احمدی نژاد × خدا ! نماز ! چه خبره آخه؟! × عکس جالب از چند خانم! ويژه × داستان امام زادگان عزيز تر از امام! × ريشه هاي دشمني آمريكا با ايران × اقدامی مشکوک در تغییر نام یک میدان × بناب کجا و میانه کجا؟ × سناریوی جام زهر جدید × سریال فاصله ها از نگاهی دیگر × جزئيات "سناريوي مرده" عليه تراكتورسازي × تبریز ؛ شهر بدون متکدی × سولاتی درباره طرح تحول اقتصادی × گوگل مذهبی هم آمد × کدام چپ کدام راست ؟ × آدرس جديد وبلاگ مدير × سه بار سرقت از طلبه سيرجانی در حرم! × فرصت سوزی در تراکتورسازی × شاید باور نکنید اما این تصاویر واقعی است!! × دلایل پس رفت نقده از منظر توسعه (۱) × بنیانگذاران تخریب، مرثیهخوان شدهاند! × آيا شما با وقف دانشگاه آزاد موافقيد؟ × آيا موافق افزايش عمر شوراهای سوم هستيد؟ × پربیننده ترین خبرروز جهان × مجلس نبايد تصميم شوراي عالي انقلاب فرهنگي را نقض كند × كد نمايش آخرين مطالب سولدوز × آیا پايان دوران آقازاده هارسيده است؟ × قاتل ندا شناسایی شد × دفتر منتظری در قم پلمپ شد × پربیننده ترین خبرروز جهان × شهرداری تبريز ليگ برتری شد ×عمامه كروبی حق مسلم ماست × تحليلي بر شعارهاي مردم در مقابل فرزند يادگار امام × مناظره داغ مطهری و کوچک زاده در رادیو × چرا عده ای «مردم خدا جو» را در حرم امام نديدند؟ × متن كامل سخنرانی رهبر انقلاب در حرم امام خمينی × سيد جان زبانم لال رينگ بوكس! يا حرم امام ره × پاسخ ملت به همنشین فتنه گران! × اخبار موثقی درباره مرگ شيرين عبادي ! × حمله اسرائیل به ناوگان آزادی غزه 20 کشته بر جای گذاشت × اگر جنگ نیست پس چیست؟ × مرعوبیت شرقی، فرعونیت غربی × دکانی به نام اجتهادهای مندرآوردی × عکس/ضربه شدید پیرمرد هفتاد ساله به میرحسین! × چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به جنگ ادامه داد؟ × فاطمه معتمد آريا هم بی حجاب شد +عكس تمام پيوندها |
كليه حقوق اين وب سايت متعلق به خبرگزاري مجازي آذربايجان سلدوز مي باشد و استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است